تبلیغات
㋡اینـــــــجا همـــــه چی در همـــــه㋡ - اولین پستم
تاریخ : یکشنبه 3 شهریور 1392 | 03:37 ب.ظ | نویسنده : h003!n
سلام من حسینم با لطف مهرناز خانوم نویسنده جدید شدم.
اینم اولین پستم:

التماس دعا

273c0095542832c7467bdee3b6c1a0d5-425



دوست فداکار
58630137001689687826.gif

گوگل اسکل
ترول های خنده دار و بامزه-4utanz.ir


بعضی ها دیگه خیلی تنهان که تو آینه وایمستن و از خودشون عکس واسه پروفایل فیس نماشون میگیرن
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ادم باید بره طرف همچین دخترایی
والا!!!!!!!!!!!


**********************************************************************************************************************

بهترین لب و بهترین سینه کدومان؟
.
.
.
.
. .
.
.
.
.
بهترین لب.،لب دریا
بهترین سینه.،سینه قبرستون

برین از خدا بترسین..بازم فکر کردین من از اوناشم..

تسبیح من کووو؟؟

*********************************************************************************************************************

تنگه هرمز رو دیدم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
زیادم تنگ نیست
فقط ادایه تنگارو در میاره :)))

*********************************************************************************************************************
سر کلاس زبان عمومی که جا برای نشستن نبود بیشترشونم دختر ، استادشم یه دختر جوون بود .
 استاد برگشت گفت آقا شما ( با من فلک زده بود)
 اگه بخوای به کسی بگی بیا اینجا چی میگی ؟!
 من با افتخار : come here
 استاد : حالا بخوای بگی برگرده اونجایی که بوده چی میگی ؟!
...
 من : :-o :-?
 خوب استاد میرم اونجا میگم come here
 بچه ها =))
 استاد : |:
 من : |:
دیکشنری انگلیسی : |:
 مارو از کلاس انداخت بیرون با این همه نوآوری تو ترجمه فارسی به انگلیسی

*****************************************************************************************************
غضنفر سر مرز یه عراقیه رو اسیر میگیره.
همینجور كه داشته میبردتش، یه دفعه یه خمپاره میخوره بغلشون دست عراقیه كنده میشه.
عراقیه میگه: بگذار من این دستمو بندازم تو كشور خودم.
غضنفر دلش میسوزه، میگه باشه.
یكم دیگه میرن، دوباره یه خمپاره میخوره اون یكی دست عراقیه هم كنده میشه.
باز عراقیه میگه بگذار من این دستم رو هم بندازم تو وطن خودم، غضنفر هم میگه باشه.
بعد یه تركش دیگه میخوره پای عراقیه هم كنده میشه، ورش میداره میندازه اونور مرز.
یه دفعه غضنفر تفنگ رو میذاره روشقیقه یارو میگه: هوی! فكر نكن من خرم نمیفهمما، كم‌ كم داری فرار میكنی ‌:))))))